محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
58
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بخار لطيفِ صافى آن « روح حيوانى » است كه غايت آن است . طبيعى خون ، آن است كه متّصف بدين سه صفت وجودى [ متصف باشد ] كه : سرخ خالص به رنگ كبد باشد ؛ يعنى احمرِ قانى خالص الحمرة - و مىگويند « عبد قِن ؛ أى خالص العبودية » - و [ دوم اين كه ] معتدل القوام بسيار شيرين باشد و [ سوم اينكه ] بدبو نباشد ؛ زيرا كه اينها همه دليل اعتدال و تصرف حرارت غريزى در آن [ به شكل ] متساوى و حد لايق و عدم اختلاط شىء غريب است در آن . و هر خونى كه در غير كبد - در عروق و غير آن - تولد يافته ، احمرِ قانى نيست ؛ بلكه احمر ناصع است و بد بوى به سبب عفونت و تأثير حرارت غريبه است در آن . و غير طبيعى « 1 » آن ، خونى است كه بر خلاف اوصاف مذكوره باشد ؛ خواه در جميع اوصاف و يا در بعضى به حسب لون و قوام و طعم و رايحهء هر يك ؛ به انفراد يا به تركيبِ ثنائى و يا ثلاثى و يا رباعى و اقسام آن چهارده مىشود . [ بلغم ] : و بعد از خون در افضليت ، بلغم طبيعى است ؛ جهت آن كه خونى است ناقص كه طبخ و نضج تام نيافته ، كه چون طبخ تامّ بيابد خون مىگردد . [ بلغم طبيعى ] و آن ، بلغمى است معتدل القوام [ و ] مايل به شيرينى و بى بو و قريب الاستحالهء به خون كه چون با خون در عروق و اعضاء رود و خون وفا به تغذيه ننمايد ، به زودى در آن تصرّف نموده [ و آن را ] خون گردانيده غذا سازد . و فايدهء آن [ يعنى بلغم ] در بدن : ترى و تازگى و مهيا بودن براى غذا - چنان چه ذكر يافت - ، و غذاى بعض اعضاء ؛ مانند دماغ و نخاع و اعصاب و ساير بدن است . [ بلغم غير طبيعى ] و غير طبيعى آن ، بلغمى است كه بعيد الاستحالة و يا عديم الاستحالة به خون باشد ؛
--> ( 1 ) . الف : غير طبعى .